خداوندا!

دردم از تحملم بیشتر است

رنجم از صبوری ام

روحم گنجایش این همه مصیبت را ندارد

خداوندا!

به دادم برس!

به دادم برس!

 

 

                                                                       از آتش بدون دود / کتاب هفتم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()


همسفر!

در این راه طولانی،که ما بی خبریم و چون باد می گذرد،بگذار خرده اختلاف هایمان با

هم، باقی بماند.خواهش می کنم!

مخواه که یکی شویم،مطلقا یکی.

مخواه که هرچه تو دوست داری،من همان را،به همان شدت دوست داشته باشم و

هرچه من دوست دارم،به همان گونه،مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم،یک ساز را،یک کتاب را،یک طعم را،یک رنگ را،و یک

شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخاب مان یکی باشد، سلیقه مان یکی،و رویامان یکی.

همسفر بودن و هم هدف بودن،ابدا به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه

شدن،دال بر کمال نیست،بل دلیل توقف است.

عزیز من!

زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد وپیش می برد نه شباهت هایمان،نه از میان رفتن

و محو شدن یکی در دیگری.نه تسلیم بودن،مطیع بودن،امربر شدن و دربست پذیرفتن.

عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی،یکی نیست،بگذار یکی نباشد.بگذار فرق داشته

باشیم.بگذار،در عین وحدت،مستقل باشیم.بخواه که در عین یکی بودن،یکی

نباشیم.بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید.

تو نباید سایه ی کمرنگ من باشی

من نباید سایه کمرنگ تو باشم



" چهل نامه کوتاه به همسرم" نوشته نادر ابراهیمی

انتشارات روزبهان

فقط بخوانید!همین!

 


 

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

زندگی منتظر نمی ماند.این جمله آدمو یاد یه شعار تبلیغاتی می ندازه Sunsilk : Life Can't Wait ولی از هر جنبه ای که بهش نگاه می کنم جمله ی درستیه.

همه ما فرصت هایی رو تو مراحل مختلف زندگی به دست میاریم و بعضی وقتا خیلی ساده ازشون عبور می کنیم.گاهی سر دوراهی یا چند راهی ها گیر می افتیم.این جاست که یه تصمیم غلط می تونه ما رو به بی راهه ببره یا تو حالت خوشبینانه ش از هدفمون دورمون کنه. تا به خودمون بیایم دیر شده و فقط می گیم جبران می کنم.

تصمیم گرفتم بعد از این از هر فرصتی در لحظه استفاده کنم تا جای افسوس برام نمونه.


پ.ن:الان یاد این جمله قشنگ نادر ابراهیمی افتادم :

زمانی میرسد که انسان دیگر قادر نیست بگوید:((جبران می کنم)) چقدر خوب است که انسان،قبل از رسیدن به این زمان تاسف برانگیز،چیزی برای جبران کردن،باقی نگذاشته باشد.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

عشق" در لحظه پدید می آید،"دوست داشتن"درامتداد زمان.این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. عشق معیارها را درهم می ریزد،دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.عشق قانون نمی شناسد،دوست داشتن،اوج احترام به مجموعه یی قوانین عاطفی ست.عشق،ویران کردن خویشتن است.دوست داشتن،ساختنی عظیم.عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند،اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند...

 

داستان بلند" آتش بدون دود" اثر ماندگار نادر ابراهیمی،به صورت کامل ناریخ ترکمن صحرا را در قالب عشق و مردم شناسی به خواننده ارائه می کند.البته مثل تمامی آثار نادر ابراهیمی،عاشقانه ها به شکلی کاملا دوست داشتنی پیش روی خواننده قرار می گیرند.

 


 

این کتاب در هفت جلد گردآوری شده است که جلد اول به تنهایی یک رمان کامل و بسیار جذاب است. جلد های بعدی را نویسنده به مرور و به فراخور اوضاع سیاسی روز نوشته است و در آن به بررسی چند نسل از زندگی ترکمن ها پرداخته است.

 

خوندن این مجموعه ی بی نظیر  رو به همه کرم کتاب های عزیز توصیه می کنم.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()