خسته ام خسته

 من از این چرخش دوار

هجوم این همه دیوار

من از آسانی انکار

غروب لحظه دیدار

من از این همه تکرار

خسته ام خسته

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()


گریستم

مپرس چرا

در این غروب دلگیر

یک دل سیر گریستم

و کسی اشکم را ندید و صدایی نشنید

تنها

تنها پرنده ای به صدای بغض من گوش سپرده بود

آن پرنده نیز مکثی کرد

 و به سوی آسمان زندگیش پرکشید

 

نوشته شده در شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

  • بک لینک | خرید بک لینک