از آتش سهم ما سوختن است

از خانه به در بسته کوفتن است

 

از دل مگو که بسی باختن است

از رسم زمانه  تنها ساختن است

 

عشق؟تنها شعر بافتن است!

گرچه دلم هنوز پی یافتن است

 

آخر این چه پیشه ساختن است؟

که هماره محکوم به باختن است

نوشته شده در پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

 

کاش دل من پنجره ای داشت

تا که تازه شود

هوا کهنه و غم گرفته احساس

 

کاش دل من پنجره ای داشت

تا که دیده شود

همسایه ای رو به پنجره ی باز

 

نوشته شده در دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

 

 

رد پاهای رو برفا اثری ازش نمونده

فکر رد پاهایی ام اما

که ته دلم جا مونده

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()