هر روز عصرها،
وقت طلوع ساعت ديواري
و ازدحام مردم مبهوت،
گم مي شوم در آن سوي تاريكي
در سايه بلند خيابانها
گم مي شوم
كه بازبينم،
بيدار،خواب شادي ديدار
آن لحظه هاي روشن زيبا را
وقتي كه دوست داشتنت زيباست،
مثل خيال آبي نيلوفر.
نوشته شده در شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٤ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

  • بک لینک | خرید بک لینک