و شب،

 

در مشت آهني تحمل من مي شكند

 

و از قلب سپيدش،

 

موج آبي عشق،

 

بر ظلمت زندگي ام سرازير مي شود

 

 

روح اطلسي ها را همه جا بايد كاشت

 

اگر پيچش علف هاي هرز

 

جايي براي لطف نور بگذارد

 

 

من دلم مي خواهد،

 

از آخرين پنجره بر برج مهر تو،

 

بپرم روي بام ابر،

 

بپرم روي بام ابر

تا سقف پروازم عيان شود.

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۳ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

  • بک لینک | خرید بک لینک