يکی دو روز ديگر از پگاه

چو چشم باز می کنی

زمانه زير و رو

زمينه پر نگار می شود.

 

زمين شکاف می خورد

به دشت سبزه می زند

هر آنچه مانده بود زير خاک

هر آنچه خفته بود زير برف

جوان و شسته رفته آشکار می شود.

 

به تاج کوه

ز گرمی نگاه آفتاب

بلور برف آب می شود

دهان دره ها پر از سرود چشمه سار می شود.

 

نسيم هرزه پو

ز روی لاله خای کوه

کنار لانه های کبک

فراز خارهای هفت رنگ

نفس زنان و خسته می رسد

غريق موج کشت زار می شود.

 

در اين بهار...آه

چه يادها

چه حرف های ناتمام

دل پر آرزو

چو شاخ پر شکوفه باردار می شود.

 

نگار من

اميد نو بهار من

لبی به خنده باز کن

ببين چگونه از گلی

خزان باغ ما بهار می شود.

 

 

پيشا پيس سال نو رو به همه دوستان تبريک می گم.به اميد اينکه سال نو سال خوبی ها و دوستی ها باشه.

خدا نگهدار تا سال آينده.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

  • بک لینک | خرید بک لینک