اينجا سرد است
اينجا غمين است
و دستهاي يك غريبه تنها
اگر چه از خاك بيرون است
ريشه هايش،
چسبيده بر دلبستگيهاي پوچ
بي فايده است
مي خشكد
همنفسي نيست
عشقي نيست
مهرباني نيست
فقط طبيعت گاه گاهي مهرباني مي كند با من
آفتاب اميدم خورشيد
ذهنم ميان رود سرگردان
آغوش گرمي نيافته ام
دل در بر باد چابك است.
نوشته شده در یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٢ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط نوید چهره سا نظرات ()

  • بک لینک | خرید بک لینک