تاريخ : یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ | ۸:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

اندوه و آه دیگر بس است

فقط نگاه،دیگر بس است

از نور تو روشن شدم

خورشید و ماه دیگر بس است



تاريخ : شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

زیر باران می روم،بی بهانه بی خبر

گرمی دستی اگر باشد و همپای سفر

چتری می خواهم اکنون

چتری برای دو نفر

 




تاريخ : یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

منو بشناس و باور کن

همین جوری که من هستم

هنوزم اون حالی رو دارم

که داشتم دل به تو می بستم

نخواه از من کسی باشم

که نشناسی و نشناسم

نزار این حس من گم شه

نزار مدفون شه احساسم

همین حالا که تو هستی

همین حالا که اینجایی

بزن بشکون طلسم این

جدایی ها و تنهایی

من نمی گم مشکلی نیست

نمی گم عشق آسونه

ولی بازم عشقه که می مونه

تو این دنیای وارونه



تاريخ : دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ | ۸:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

چقدر دلگیره امروز

چقدر تاریکه امشب

چقدر بغض تو سینه

به اشک نزدیکه امشب



  • بک لینک | خرید بک لینک