تاريخ : جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا


با سلام به همه دوستای خوب و نازنینم

روزهای پایانی سال 1389 در حال سپری شدنه.من پیشاپیش فرارسیدن سال نو رو به

همه شما دوستای عزیزم تبریک می گم.



به امید اینکه سال جدید سال سلامتی،نعمت،خوشی و دوستی ها باشه


سالی که گذشت با همه حوادث تلخ و شیرینش برای من پیامد بسیار دلنشینی داشت.

شروع و تولدی مجدد در وبلاگ نویسی که اون رو مدیون دوستان بسیار خوبم

هستم.تشکر ویژه از آزاده عزیز که آشنایی با او برایم انگیزه ای شد تا به این

فضا برگردم.

تشکر بسیار زیاد از مدیریت محترم پرشین بلاگ جناب دکتر بوترابی و همچنین خانم

پولادزاده عزیز برای همه زحماتی

که جهت بهبود فضای مجازی فارسی می کشند.

و همچنین مدیران و  دوستان خوب فنز پرشین بلاگ : نگار ،بهنام و سعید عزیز،

،سهیل،حنانه،توحید،زهرا،اسماعیل،اکبر،محمد،سحر،علی،پیمان،سمیراها!،نسرین،

ندا،محمد،آرمان،فرناز،مهراوه،ندا و ...

و همه دوستانی که به وبلاگ من میان.کامنت می زارن یا فقط نگاهی می کنن .از همه

ممنونم.


داخل پرانتز :چقدر شبیه  نطق های مراسم اسکار شد این متن من!نیشخند

 

 



تاريخ : شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

 رمان " چراغ ها را من خاموش می کنم " شاید نیازی به معرفی نداشته باشد .

کمتر کتاب خوانی را می شناسم که این رمان " زویا پیرزاد " جزء لیست کتاب های

محبوبش نباشد.

داشتم نگاهی به ردیف کتاب هایم می کردم که چشمم به این رمان افتاد و بی مقدمه

تصمیم گرفتم بار دیگر بخوانمش و این بهانه ای شد برای معرفی کتاب در اینجا تا شاید

دوستانی که به هر دلیلی هنوز این رمان را نخوانده اند اندکی تحریک شوند!

 

                      

 

"چراغ ها را من خاموش می کنم" رمان معروف "زویا پیرزاد" نویسنده مطرح معاصر ایرانی

ست . این رمان جذاب مورد استقبال گسترده  خوانندگان و منتقدان قرار گرفته ،بارها و

بارها تجدید چاپ شده و برنده جوایز گوناگون ادبی بوده است.

رمان از زاویه دید اول شخص و از زبان "کلاریس آیوازیان " یکی از زنان و شخصیت های

اصلی داستان روایت می شود . کلاریس در خلال زندگی روزمره خود ما را با روابط

خانوادگی اش و همسایگان خود آشنا می کند. کسانی که در کنار هم،در آبادان دهه

چهل و خانه های سازمانی شرکت نفت زندگی می کنند. اما به ناگاه موجی ملایم او را

از مسیر تکراری زندگی هر روزه اش خارج می سازد و باعث می شود تا این زن نگاهی

دوباره به خود بیندازد . نویسنده با زیرکی سعی نموده خواننده را همچنان که

داستان با ضرباهنگ ملایم خود به پیش می رود با افراد و شخصیت های بیشتری دیگر

نماید و در بخش هایی از کتاب هر یک از این شخصیت ها محور داستان قرار می گیرند.

این جابجایی نقش ها مخاطب را تا پایان داستان به دنبال خویش می کشاند بدون آنکه

خواننده لحظه ای از این تعقیب خسته شود.

 

چراغ ها را من خاموش می کنم

نویسنده : زویا پیرزاد

ناشر : نشر مرکز

 

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩ | ٩:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا


با سلام به همه خوانندگان عزیز هنر دوست


مصاحبه جدید بنده در وبلاگ مصاحبه با هنرمندان پرشین بلاگ با " وحید فرازان "

 

نویسنده و منتقد سینما انجام شد.


برای بازدید از وبلاگ مصاحبه با هنرمندان پرشین بلاگ " اینجا " رو کلیلک کنید


  "وبلاگ مصاحبه با هنرمندان پرشین بلاگ "



تاريخ : شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا


مجوعه حوادثی باعث شده که اخیرا به موضوعی خیلی فکر کنم و البته خوندن مطلبی

از یک دوست قدیمی با عنوان " می ترسم عشق ورزیدن در دنیای واقعی از یادم رفته

باشد "

واقعا به نظرم مقوله پیچیده ایه این عشق. بعضی ها اعتقاد دارن که عشق نباید ابراز

بشه یا مثلا عشق رو باید رها و آزاد گذاشت تا خودش راهش رو پیدا کنه.

می خواستم بدونم نظر شمایی که این مطلب رو می خونید چیه؟یا خودتون چه تجربه

ای از رفتار ها و عکس العمل های مختلف داشتین؟

به قول دوست عزیزم این روزا که همه چی داره مجازی می شه این نگرانی وجود داره که

نکنه عشق ها و دوستی ها هم در همین دنیای مجازی بمونه و یا حتی کم کم از

یادمون بره

نظر شخصی خود من اینه که بهتره جلوه عشق دیده بشه . فکر می کنم با ابراز و بیان 

می شه نیروی عشق رو گسترش داد تا دنیایی سرشار از عشق داشته باشیم .شاید

هم این نظر خیلی رویایی باشه

منتظر نظرهاتون هستم



  • بک لینک | خرید بک لینک