تاريخ : سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۳ | ۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

     تمامي دنيا    

 

گورستان عظيم

 

          عشق است.           

     

درختان سبز كنار ديوار 

   

در رؤياي نسيمي اند  

  

كه در خواب رفته است 

   

تا ابد   .

 

سپيده دمان

 

باريكه اي از نور خورشيد اينجا مي افتد

  

تا شامگاهان

  

آخرين بار    

نام مرا بر روي گورم روشن كند.



تاريخ : جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۳ | ٦:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

زمان

 

 

زمان،

زمان هيچ مي گذرد

و كوچه ميزبان هيچ سرگرداني نيست

برگهاي پاييز،

                 فرو مي افتند

و كوچه ميهمان هيچ عزيزي نيست

من اين سوي پنجره ،

مهربان،مايوس و تسليم،

غريبانه باز مي چسبم به تنهايي خودم

دلم هواي وطن دارد

ياد معصوميت

ياد رازهاي بلوغ،

كه يكي پي از ديگري مي شدند،روشن

و مرا از درون مي شكافتند

ياد كوچه پس كوچه هاي بن بست،

زمزمه هاي لرزان دوستي،

و قلبهايي كه،

سخت به هم مي چسبيدند

آن روزها،

چقدر بوي زندگي در مشامم پر بود

هر صبح،

با اميد تازه اي از خواب مي شدم بيدار،

و مرگ بوي غربت مي داد،

و قناري ها جور ديگري مي خواندند

و دلم مي خواست،

آواز بخوانم

شاعر باشم

و برقصم،

ميان انبه چشم ها

چشمهايي كه برايم،

راز و رمز عجيبي داشت

و امروز،مثل اينكه فقط يك روز است

مثل ديروز،

مثل فردا

((رنگ بي رنگي روي افكارم را گرفته است))

ودلم،خوش نيست.



تاريخ : شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۳ | ۳:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

عكس خدا در اشك عاشق

 

 

 

قطره دلش دريا مي خواست.خيلي وقت بود كه به خدا گفته بود.

 

هر بار خدا مي گفت :از قطره تا دريا راهي ست طولاني.راهي از رنج و عشق و صبوري .

 

هر قطره را لياقت دريا نيست.

 

قطره عبور كرد و گذشت.قطره ايستاد  و منجمد شد.قطره روان شد و راه افتاد و هر بار

 

چيزي از رنج و

 

عشق و صبوري آموخت.

 

تا روزي كه خدا گفت :امروز روز توست.روز دريا شدن.خدا قطره را به دريا رساند.قطره

 

طعم دريا را

 

چشيد،طعم دريا شدن را.اما...

 

روزي قطره به خدا گفت :از دريا بزرگتر،آري از دريا بزرگتر هم هست؟

 

خدا گفت :هست.

 

قطره گفت :پس من آن را مي خواهم.بزرگترين را.بي نهايت را.

 

خداقطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت :اينجا بي نهايت است.آدم همه

 

عشقش را توي يك قطره

 

ريخت.قطره از قلب عاشق عبور كرد.و وقتي كه قطره از قلب عاشق چكيد،خدا گفت :حالا

 

تو بي نهايتي،زيرا

 

كه عكس من در اشك عاشق افتاده است.



  • بک لینک | خرید بک لینک