تاريخ : شنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٢ | ٤:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

به که می توان اعتماد کرد؟

به کدام تکیه گاه می توان نهیب زد

استواریم ده!

ساختار استخوانیم لرزان است

قدری مرا پذیرا باش

گر بوزم بر دستهای باد،

بیفتم در آغوش دشت،

بخروشم در آشیان خشم،

واژه اعتماد،

آنگونه غریبه دل پریشانم نخواهد بود،

که بگویی: ((با من باش!))

آنگاه که باید بودنت را باور کنم،

در تقدیر غمناک تنهایی،

پیوسته می میرم

بی آنکه از تو خبری باشد.



تاريخ : یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٢ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

بالاخره این تابستون هم داره به آخر خطش می رسه

بالاخره بازم پاییز می رسه و روز های پاییزی…

دوباره حرکت؛دوباره شور و هیجان …با آدمایی که دیگه هیچ کدومشون اون آدمای قبلی

نیستن.

خیلی سخت بود به انتظار نشستن این روزا تو تابستون ولی به امید روزهای خوب چشم

هامو می بندم و دوست ندارم تا اون روز دیگه بازشون کنم!

 



تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳۸٢ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

I am staying here

Nothing causes fear

I look to the road

Come here,dont hold

You are the one in my dreams

With you i have all of the things

You took my heart you made me mad

I never want to see you sad

Untill you are with me

Nothing else is worth to see.



تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳۸٢ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

زندگی پر آب و رنگه

زندگی خواب قشنگه

زندگی با ما غریبه

زندگی چقدر عجیبه

زندگی عشقه و شوره

زندگی وادی نوره

زندگی به رنگ دریاست

زندگی چقدر زیباست

زندگی بوده همیشه

زندگی بی تو نمیشه



تاريخ : جمعه ٧ شهریور ۱۳۸٢ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

سلام دوستان

بالاخره ترم تابستون هم تموم شد.

روزایی که خندیدیم…روزایی که گریه کردیم و روزایی که سوختیم…همش گذشت.

خدا رو شکر که به خوبی و خوشی هم تموم شد.

یه تشکر مخصوص هم از اونایی میکنم که به فکرم بودن…و برام دعا کردن.

مرسی.

 



تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٢ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

چو امواج دریا

چو رنگ آبی آسمان

چو سرسبزی جنگل

زلالی...پاکی...زیبایی

آرامش دل هایی

تو مونس غم هایی

در تاریکی این شب ها

هیچ نیست...تو پیدایی.



  • بک لینک | خرید بک لینک