تاريخ : چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٢ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

تو که نوری

تو که دوری

تو که بودی

تو که نیستی

کیستی؟.......کیستی؟



تاريخ : شنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٢ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

سلام دوستان

میدونید چیه؟ یکی دیگه از فواید! گرفتن ترم تابستونی اینه که آدم نه درست حسابی به

درسش میرسه نه اینکه میتونه با خیال راحت به کارایی که دوست داره برسه.

خلاصه الآن که یه هفته به امتحانا مونده باید کمی دست بکار شیم شاید معجزه ای شد

و ما درسا رو پاس کردیم.

اینا رو گفتم که بگم یه مدت شاید کمتر بنویسم ولی بر میگردم…. با کارای بهتر.

پیغام بزارین البته اگه به id یم off بزنید ممنون میشم.

خدا نگهدار.

 



تاريخ : پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٢ | ۳:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

مرد تنها

توی دانشگاه داری راه میری

یکی رو می بینی که رو صندلی تنهایی نشسته

یه جوراییه…انگار مال این دنیا نیست

می ری تو نخش خوب به حرکاتش نگاه می کنی

دشتشو می بره لای موهاش یا که اصلا مو نداره

خلاصه سرشو میاره بالا و یه آهی میکشه

پیش خودت میخندی…میگی طرف عاشق شده

این یه تیکه رو دیگه اشتباه اومدی. نه…اون عاشق نیست

میدونی چیه؟

فکر کنم واحد تابستونی ورداشته و حالا این آخر ترمی مثل …مونده توش!

آره…

 



تاريخ : پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٢ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

 

اگر قصه بی کسی تو

مثل آفتاب تموز

داغ داغت کرده است

یا اگر در سردی غمها اسیرت کرده است

روی دستانم گذار

تا در آغوش نگاه گرم عشق

آبش کنم

یا به اشک سردم از لوح دلت

پاکش کنم.



تاريخ : چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٢ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

سلام

این یه پیام کاملا جدیه…به جون خودم راست میگم.

به کسی که بهترین جواب ها رو به این سؤال ها بده پس از حصول نتیجه جایزه نفیسی!

داده میشه.

1-چگونه میتوان 2 هفته مانده به امتحان 2 درس خفن را خواند و پاس کرد؟

2-اصولا چه راه های دیگری را پیشنهاد میکنید؟

جایزه رو هم نمیگم چیه که سورپریز باشه.

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٢ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

وقتی نیستی انگار آسمون رنگی نداره

پیش نور و گرمات خورشید کم میاره

تو که باشی انگار همه فصلا بهاره

نمیدونی وقتی نیستی دل من چه بی قراره

بارش اشکم دیگه فایده نداره

زندگی تکراری نیست فقط یه باره

تو بیا میسازیمش با هم دوباره.



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٢ | ٩:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

ای گل همیشه بهارم

دختر شهر و دیارم

تو رو دارم…غم ندارم

من همون صیاد عشقم

تو فقط هستی شکارم

بی تو من چشم انتظارم

روزها رو می شمارم

تویی تو تو تنها یارم

بگو جون واست میارم

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٢ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

با تو بودن خیلی سخته مثل خوابه

دلم اینجاست تو بیا منتظر یه جوابه

این عشق دیگه خیالی نیست ناب نابه

نه نه نگو که اینم باز یه سرابه



تاريخ : چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٢ | ٩:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

اون نگاه لعنتی

همش از یه نگاه کوچولو شروع میشه

آره…از همون نگاه لعنتی

تازه از همین جاست که همه چی شروع میشه

شاید خودتم نمیخواستی ولی دیگه کاریش نمیشه کرد…تو اسیرش شدی!

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٢ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : نوید چهره سا

سلام

امروز در واقع افتتاحیه بلاگه.

امیدوارم بعد از اینکه یه چیزایی نوشتم بیاین و نظر بدین.

مرسی.



  • بک لینک | خرید بک لینک